
استقرار مدیریت استراتژیک
اج-ایگور انسف
ادواردجی.مک دانل
ترجمه: دکتر عبدالله زندیه
*شابک کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه آزاد مشهد
HD- 30/28
الف 8 الف 5/
1375
ج1-ن3
ادامه مطلب
خلاصه كتابهايي كه من خواندم !


به نام ياور تنهايی ها و راهنمای دوری از گمراهی ها
اگر چهره چند پست قبل تغییر کرد ، دلیلش دوری من از هدف بلاگ نیست .
بسیار ، بسیــــار مشغولم و انگیزه ای برای خلاصه نویسی ندارم .
عکسهای کتابها در ماه گذشته را میگذارم.
اگر توانی بود در موردشان کتاب مینویسم !
شاد ، سرزنده و رستگار باشید .
التماس دعا.








/* /*]]-->*/ چند روز پیش تولد یکی از عزیزانم بود خوب ما هم مثل همیشه هدیه ؟ کتاب دادیم. اما : بعد از تمام شدن ماجرایی که خودم در آن شرکت نداشتم و فقط هدیه را در آن سولفیده بودم پدر آمد گفت این کتابی که دادی را میشناسی ؟ بحثی کردیم کاشف به عمل آمد برادر احمد بهرنگی تفکراتی کومنیستی داشته . اول که قبول نکردم ! ولی از روی کنج کاوی کمی کتاب را جست و جو کردم دیدم جدا کتابی که در آن تلخون است به درد یک نوجوان 13 ساله نمیخورد قسمتی از آن را اتفاقی با هم ورق میزنیم : "ماه خورشید خواهر سومی ، به پشت دراز کشید ، سرش را تکان داد موهایش را بصورتش ریخت و خیلی شَ.حوانی گفت :واه ... چه حرفها ... شما هم حوصله دارین ... بیچاره شوهرامون حالا تنهایی حوصله هاشون سر رفته . پاشین بریم پیش اونا ... پاشین بریم پیش شوهرامون. ... این دختر هر وقت از پدرش چیزی می خواست روی زانوی او می نشست ، دست در گردن پدرش می انداخت ، از گونه هایش بوسه می ربود و آخر سر ، سر در بیخ گوش او می گذاشت ، سینه اش را به شانه ی پدرش می فشرد و حرف میزد . این بار نیز همین کار را کرد و گفت ، من یه حموم می خوام که برام بخری ، حوضش از طلا ، پاشوره ی حوضش از نقره باشه ، از دوشاش هم گلاب بریزه . خودش هم تا عصر حاضر بشه که با شوهرم بریم حموم کنیم." وقتی به اینجا رسید ، فردای آن روز :آستین ها را بالا زدم و کتاب هدیه داده شده را در حرکتی نمادین و مو زیانه روبودم !! جدا این کتاب به درد هدیه دادن نمی خورد این را نوشتم که یادتان باشد هر گردی گردو نیست . خدا را هم شکر میکنم که پدری دارم که به قفسه کتابهای برادران بزرگتر سرک می کشیده و کتابخانه مسجد محلشان را می شناخته ولی خدایی عجب کاری کردم ها !! بدرود. /* /*]]-->*/
توضیحات اضافه لازم ندارد چون ارزش خرید ندارد.


گفتار های معنوی
شهید مطهری
... فکر کنم کتاب هدیه به شهید است که حال بر اثر اتفاق به دست بنده گنه کارش رسیده تا حسابی شرمنده شود .
بسمی تعالی
تقدیم به برادر رزمنده عباس ... مقدم که توانسته است با افکار اسلامی خالص در حل جدول شرکت و به مقام اولی برسند در سطح گردان امیدوارم که این هدایای ناچیز اما پر محتوا را پذیرا باشید
به نمایندگی از طرف برادران روابط عمومی تیپ 18 جواد الئمه
14/11/61

... به تنگ آمد دلم ...
پدر بزرگ ، استاد زندگی و اخلاق ، نوای دل و ساقی عرفان سخنانی برای دانشجویان داشته است که به شکل کتاب جمع آوری شده است . اگر خواندید و دوباره هم خواندید عمل را چاشنی حرکت کنید ، عوج بگیرید ، درک کنید .
در کلام به موارد زیر پرداخته شده است.
1-آزادی معنوی
2- عبادت و دعا
3- توبه
4- بزرگی و بزرگ واری روح
5- ایمان به غیب
6- معیار انسانیت
7- هجرت و جهاد
8- مکتب انسانیت
...
معیار انسانیت:
... مکتب دیگر میگوید : معیار انسانیت «اراده» است ، اراده مسلط کننده انسان بر نفس خود به عبارت دیگر معیار انسانیت ، تسلط انسان بر خود ، بر نفس خود ، بر اعصاب خود ، بر غرایز خود ، بر شهوات خود ، به طوری که هر کاری که از انسان صادر میشود به حکم عقل و اراده باشد نه به حکم میل . فرق است میان میل و اراده ، میل در انسان یک کشش است ، یک جاذبه است ، جنبه بیرونی دارد یعنی رابطه بین انسان و شیئ خارجی . که آن شیئ انسان را به سوی خودش می کشد . مثل آدم گرسنه که میل به غذا دارد ، این میل یک جاذبه است که انسان را به سوی خودش می کشد . مثل آدم گرسنه که میل به غذا دارد ، این میل یک جاذبه است که انسان را به طرف خود می کشد . یا مثلا تمایل جنسی یک جاذبه است ،یک میل است که انسان را به سوی خودش می کشاند ، انسان به سوی آن حالتی که نامش خواب است کشیده میشود . میل به جاه و مقام ، شهوت جاه و مقام ، انسان را به سوی خودش می کشاند و امثال اینها.
ولی اراده بیشتر جنبه درونی دارد . برعکس میل است ، انسان را از کشش امیال آزاد میکند . یعنی امیال را در اختیار انسان قرار میدهد . هر طور که میلش بکشد . تابع تصمیم و فکر بودن غیر از تابع میل بودن است . این ، نوعی تسلط بر امیال است . اگر توجه کرده باشید علمای اخلاق ، اخلاقیون قدیم ما بیشتر تکیه شان روی مسئله اراده بود . اراده حاکم بر میلهای انسان می گفتند معیار و میزان انسانیت ،اراده است. حیوان موجودی است که میتواند به حکم اراده و به حکم اختیار از جبر غریزه آزاد باشد. میتواند اراده بکند که بر ضد میل خودش رفتار و عمل بکند . پس آن کسی انسان است که برخودش مسلط باشد و بر هر اندازه که انسان برخودش مسلط نباشد ، از انسانیت بدور است . این هم یک نظر است . این هم یک معیار برای انسانیت است ...
معیار دیگر برای انسانیت انسان ، آزادی است . یعنی چه؟ یعنی انسان آن اندازه انسان است که هیچ جبری را تحمل نکند ، محکوم و اثیر هیچ قدرتی نباشد ، همه چیز را خودش آزادانه انتخاب کند . در مکتبهای جدید میدانید که روی آزادی به عنوان یک معیار انسانی بیشتر تاکید شده است. یعنی به هر اندازه که فرد بتواند آزاد زیست کند به همان اندازه انسان است . پس آزادی معیار انسانیت است . این نظریه چطور است ؟ آیا این نظریه درست است ؟ این نظریه هم مثل نظریه های پیش درست و نادرست است یعنی به عنوان جزئی از انسانیت انسان درست است ولی به عنوان تمام معیار انسانیت درست نیست . از نظر اسلام همانطور که محبت انسانها نسبت به یکدیگر تشویق و ترغیب و تقدیس و به آن دعوت شده است و همانطور که تسلط انسان بر نفس خودش تقدیس و به آن دعوت شده است ، آزادی هم تقدس است.
...
در این ایام التماس دعا


