تبليغاتX
بی کرانه

بی کرانه

خلاصه كتابهايي كه من خواندم !

قسمت هفتم. فصل اول

13آبان، مرثيه ای بر يک کودتای مخملی

** پيش از تجمع ...

2 ماه برنامه‌ریزی برای این تجمع انجام شده بود. ده ها پوستر و شعار، تبلیغات گسترده ماهواره‌ای، دیوارنویسی تشکیلاتی بخشی از تلاش سبزها برای به خیابان کشیدن مردم بود.
به طور کلی شعارها بر روی "ماندن در خیابان تا تحقق خواسته‌ها" و "اولین تجمع هدفمند" تمرکز داشتند.

یک هفته پیش از این تجمع، "محسن س." که خط دهی آشوب ها را در تلویزیون صدای آمریکا به عهده دارد مدعی شد از آنجایی که ادعای تقلب در انتخابات "جرم بزرگ" خوانده شده، 13 آبان حضور سبزها میلیونی خواهد بود، چون سبزها می دانند اگر حضور پیدا نکنند سران اصلاح طلب دستگیر خواهند شد. با همین تفکر سبزها تمام توان خود را برای کشاندن جمعیت به خیابان به کار بردند.

این بار هم بنا بود مانند روز قدس کیلومترها دورتر از تجمع اصلی مردم جمع شوند تا صدایشان در میان امواج مردم گم نشود. تجمعشان در ظاهر اعتراض به تقلبی بود که هیچگاه ثابت نشد و این تجمعات برای انحراف موضوع اصلی مسائل بعد از انتخابات، یعنی ادعای "تقلب 11 میلیونی" است. زیرا در صورتی که این جریانات فروکش کند و این برخوردهای احساسی و هیجانی خاتمه یابد، در فضایی منطقی و معقول هواداران حوادث را متوجه رهبران این جنبش می دانند که با ادعایی کذب تمام ظرفیت‌ها و توان این جنبش را نابود کردند. همانطور که دیدیم، با فروکش کردن آشوب‌ها و جوسازی‌ها طی این مدت، ریزش شدیدی در پایگاه این جریان بوجود آمد.



** تجمع 13 آبان و حواشی ...

ساعت 8 صبح حرکت کردم. این بار می خواستند کار نظام را یکسره کنند و اولین "تجمع هدفمند"شان بود. پس شاید در تجمع اصلی مقابل سفارت هم حضور می‌یافتند. ابتدا به مقابل لانه جاسوسی رفتم تا حضور سبزها را بررسی کنم. از سه راه طالقانی تا پل حافظ چنان جمعیتی بود که از خیابان امکان عبور نبود و عبور از پیاده رو هم به سختی صورت می گرفت. اما هیچ اثری از سبزها نبود. مردم یکپارچه شعارهای ضد آمریکایی می دادند و وحدت و همدلی در صفوف آنها موج می زد.



ه سمت هفت تیر حرکت کردم. پس از نیم ساعت پیاده‌روی از خیابان خردمند وارد کریمخان شدم. در خیابان های اطراف هم خبری نبود. کم کم فکر کردم من اشتباه می کنم و تجمع سبزها برای روز دیگری بوده است! اما با ورود به کریمخان و مشاهده جمعیت چند ده نفری آنها و شعارهای "مرگ بر روسیه" فهمیدم که درست آمده ام و تجمع هدفمند سبزها امروز بوده است. سعی می کردند شعارهایی انحرافی بدهند، ولی صدایشان در میان مرگ بر آمریکای مردم گم بود.

وارد میدان هفت‌تیر که شدم گروه های چند ده نفری سبزها را دیدم که در نقاط مختلف تجمع کرده بودند، ولی در برابر سیل جمعیت جرأت سر دادن هیچ شعاری نداشتند. بازهم گفتم شاید این چند نفر (که کل جمعیت سبزهای حاضر در میدان به 300 نفر نمی رسید) نیز مانند من اشتباه کرده اند و تجمع میلیونی و سازماندهی شده مربوط به امروز نبوده! تا ساعت 2 بعد از ظهر در میدان ماندم، اما بازهم خبری نشد.



گاهی از گوشه‌ای شعار "مرگ بر روسیه" شنیده می‌شد که در مقابل مردم این کلام از امام را نشان می دادند:

« ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم ... بايد هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاهها معرفي كنيد، ننشينيد كه باز يك جايي را آتش بزنند. اينها مي خواهند خرابي كنند كار ندارند به اين كه كي كشته بشود و كي از بين برود ... يك دسته شوروي را طرح مي كردند تا امريكا منسي (فراموش) بشود ... خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر امريكا منسي بشود. » (صحيفه امام ج 15 ص29)

نکته جالب توجه حضور چشمگیر زنان و مردان میانسال و مسن بود. ظاهرا این بار با تمام توان وارد صحنه شده بودند. در تمام عکسها و فیلمها حضور زیاد افراد میانسال مشهود است.



** و بعد از تجمع ...

ابتدا سایت ها و وبلاگهای سبز ها را چک کردم. نوشته بودند سیل جمعیت در حال پیوستن به سبزها هست و ساعت 5 با تعطیلی ادارات کار نظام یکسره می شود! چند فیلم هم از حضور خود در 13 آبان آپلود کرده بودند. با سرعت تمام فیلمها را دانلود کردم. اما اینجا تعجبم دو چندان شد. در همه کلیپ ها جمعیت کمتر از 100 نفر بود و تنها یک فیلم جمعیتی بالغ بر 200 نفر را نشان می داد که آنرا با عنوان نماد حضور بی سابقه خود نام برده بودند.

با جمع بندی تمام تصاویر و فیلم‌های منتشر شده و مشاهداتی که داشتم،
حداکثر سبزهای حاضر در میدان هفت تیر 200-300 نفر بود که با احتساب جمعیت تمام خیابان های اطراف، جمعیت آنها بین هزار تا دوهزار نفر بود که در گروه های چند ده نفری یا صد نفری در نقاط مختلف تجمع داشتند. سایتهای سبزها در حداکثر اغراق خود تمام جمعیت مخالفان را 5 هزار نفر مدعی شدند.

بنا بود شعار اصلی سبزها در 13 آبان "نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی" باشد. اما جمعیت بسیار کم و نا امید کننده چنان شوکی به آنها وارد کرده بود که شعار اصلی خود را به کلی از خاطر بردند! چون نه در حضور 6 ساعته خود آنرا شنیدم و نه در فیلم های خودشان از آن خبری بود!
 


** موسوی شهامت حضور نداشت

حسین کروبی، فرزند کروبی در مصاحبه ای با ایرنا با رد در حصر بودن میرحسین موسوی گفت: «نباید به ملت دروغ گفت و در واقع او شهامت حضور در راهپیمایی 13آبان را نداشت
وی ادامه داد: «به هر حال هر فردی از ویژگی های خاصی برخوردار است و نباید ترس و نداشتن شهامت را با بیان ادله غیرمنطقی استتار كرد.»
حسین كروبی گفت: «چطور آقای موسوی همیشه در زمان راهپیمایی در حصر هستند؟ نباید به ملت دروغ گفت به هر حال این نوع عملكردها به روحیات اخلاقی هر فردی بستگی دارد.»

بلافاصله سایتهای اصلاح طلب و طبق معمول بی بی سی که در شوک 13آبان به سر می‌بردند با دستپاچگی این خبر را دروغ قلمداد کردند. اما خبرگزاری ایرنا فایل صوتی صحبت‌های حسین کروبی را منتشر ساخت.

فرض کنید موسوی در تجمع حاضر می شد، تصمیم داشت در کدام تجمع و در بین کدام هوادار حضور داشته باشد؟ در میان جمعیتی چند صد نفری؟ آن هم با 2 ماه تبلیغات و دعوت همه جانبه؟ آن هم در میان هوادارانی که شعارهای تند و نامعقول و دور از مدنیت سر می دادند؟ برای همین بود که موسوی هوادارانش را تنها گذاشت.


** شوک بزرگ و نا اميدی فراگیر

الان دو روز از حماسه مردمی 13 آبان گذشته، اکثر وبلاگها و سایتهای سبزها که تا شب 13 آبان هر ساعت به روز می شدند، در "کما" به سر می برند و دیگر سایت را به روز نمی کنند و یا دیگر از این موضوع حرفی نمی‌زنند. زیرا نمی توان تصویری از چند ده نفر را به عنوان "تجمع میلیونی" و "ماندن در خیابانها" روی سایت قرار داد
.



سایت اصلی ساماندهی آشوب ها با نام "موج آزادی" که همیشه جمعیت هزار نفری را هم میلیونی می دید، این بار تیتر اصلیش این بود:  به همه‌ی «دوستان نا امیدم»!
که نویسنده کوشیده است نشان دهد تجمع کمرنگ و چند نفری سبزها خود پیروزی است، چون توانسته اند عکس منتخبان مردم را آتش بزنند و به آنها توهین کنند و شعارهای تند بدهند. این نهایت آزادی برای این گروه است! اما لحن شکست و ناامیدی از سراروی همین نوشته‌ی امید دهنده می بارد.



شاید بپرسید آیا در کل کشور همین دو هزار نفر با دولت مخالفند؟ قطعا نه، ولی اکثریت 40 میلیونی مردم با پذیرش نظر اکثریت و احترام به مردمسالاری و فارغ از آشوب و هرج و مرج، رئیس جمهور منتخب مردم را رئیس جمهور خود می دانند.

ابطحی پیش از دستگیری و روز بعد از انتخابات در وبلاگ خود نوشت "جریان اصلاح‌طلب باید به این نتیجه رسیده باشند که دیگر از طریق صندوق‌های رای نمی‌شود به فکر اصلاح بود." سردمداران اصلاحات که در نظرسنجی‌های پیش از انتخابات از شکست خود آگاه بودند، تصمیم به تجمع خیابانی و "وجب کردن" هواداران خود در کف خیابان گرفتند تا شائبه تقلب را تقویت کنند. اما نقشه ها درست از آب در نیامد و با آگاه شدن مردم، تنها همان یک وجب از هوادارانشان باقی ماند و موج سبزی که 13 میلیون رای داشت امروز از متن مردم بسیار فاصله گرفته است.


نوشته :niloufar kh


+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 18:32  توسط احمد نيرومند  | 

کلی جاهای دیگه هم اول شدیم ، فقط باید از خود کوچک بینی و داشتن تفکر یا دیدی که خارج از این مرز را بهشتی ، بدون اندک کمی و کاستی نشان میدهد به خود باوری و از آنجا به باور من میتوانم برسانیم.


همه ی اینها بستگی دارد به این موضوع کلیدی که "من چقدر میدانم و نه اینکه من چقدر میدانم دیگران چقدر میدانند."

اگر به خودت با در نظر گرفتن جمله بالا نمره خوبی میدهی و احتمالا جلوی فعالیت تو را گرفته اند میتوانی با دادن آدرس و دلایل قابل پذیرش به صورت خصوصی کامت بدهی شاید شد و پیگیری کردم.


من در دانشگاهی که شرف حضور دارم کمتر کسی را دیده ام که توانایی داشته باشد ، شاید نیم درصد یا کمتر بقیه ناطق ها و نظریه پردازان و تئوریسین های ماهری هستند .

اگر شما هم دقت کنید آدمهایی را میبینید که موشک های فضایی را تحلیل و بررسی میکنند ، اما توانایی انتخاب یک پیچ گوشتی مناسب برای یک پیچ چهارسو را در دوراهی موجود ندارند.

اینجاست که انسان میگوید ، دم خدا با این تنوع در آفرینش یک موجود گرم.

اما اگر این را بگویی به سرعت سوسک یا موش و یا شاید یک حیوان دیگر شوی چرا گه فعلا مثلا انسانی و اگر بگویی تقصیر خدا بود که من نفهم ماندم و رشد نکردم کسی جر مادر جان اینها باور نخواهد کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 21:59  توسط احمد نيرومند  | 

تا حالا به داستان تصمیم کبری زندگیت فکر کردی ؟

چند بار در زندگیت دچار دو راهی تصمیم کبری شدی ؟

و چند بار بعد از عبور از این دو راهی و گذشت زمان آرامشی که بعد از گرفتن یک تصمیم درست به انسان هدیه میشه را بدست آوردی ؟

تصمیم کبری زندگی من و تو یک بار و دو بار و یا هر چند سال یک بار نیست . برای گرفتن تصمیم کبری زندگی ، روزی چند صد بار فکر میکنیم. ولی باید فکر کنیم ، که چطور فکر میکنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 12:7  توسط احمد نيرومند  | 

سلام

از عید تا این لحظه صبر کردم که هم بچه ها درگیر درس و مشق ها بشن و هم اینکه جو عاقلانه و نه احساسی بر فضا " انتخاب اصلح" حکم فرما بشه هدف انتخاب محمود یا میر حسین یا هرکدام از این کاندیداها نیست . هدف انتخاب اصلح هست . انشاالله اگر عمری باشه نگاه تحلیلی در حد خودم از این ماجرا و اگر بشه با توجه به ارشیو سازی هایی که انجام دادم به صورت روز شمار در طی یک سال آینده در این درگاه وبی قرار خواهم داد. پس اگر مایل به پیگری هستید میتوانید از طریق RSS یا ریدر ها دنباله ماجرا را بگیرید.


شاد باشید.

-------------------------------------------

اولین بخش:

تصویر شماره یک


روی بی طرف ترین کاندید ، محسن رضایی انگشت گذاشتم .

این موجود دوست داشتنی فرمانده امام و سردار جنگ در آخرین مقاله ای که داده براش بنویسند این گونه نوشته :

عده ای منافع خود را در وحدت نمی بینند

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 7:18  توسط احمد نيرومند  | 

به درستی که 20 روز ، روزه دار بودیم تا به اینجا برسیم و برای این شب آماده بشیم.


باید بگم که بارها و بارها در سالی که گذشت از اعماق وجود و با تک تک سلول های بدنم حس کردم که تمامی رویدادها و برکاتی که از سال گذشته تا به امروز بدست آوردم همه برگرفته از قدر و سه روز آخر ماه رمضان گذشته بوده ، بهترین روزهای زندگیم را هم همان سه روز انتهایی رمضان قبل میدونم. از اینکه دوباره به همچین روزهایی نزدیک میشویم خوشحال و ناراحتم. خوشحال به  دلیل امیدی که به رحمانیت خدا دارم و ناراحت به خاطر غم دور شدن از این شبها .

غمی که  بعد از نماز عید فطر در صحن جامع رضوی به آدم دست میده .

جایی که چند دقیقه قبل لبریز از جماعتی است که دعای دست خودشون را چنان میخوانند که دیوارها به لرزه در میاد، در اندک زمانی چنان خالی میشه که تو با تمام وجودت خلاء به وجود آمده را احساس میکنی.

راستی امام رضا امسال هم ما را شرمنده کرد و با چشم پوشی از گذشته دوباره به جسم ما اجازه حضور در جایگاه خوبان ، مسجد گوهر شاد را داد تا در سه روز آخر رمضان دوباره از شرمندگی خانواده خوبان سر بلند نکنیم .


----------------------------------------------------

چندین کتاب در جلسه کتابخوانی که تا اواسط خرداد دربین دانشجویان برگزار میشد هدیه گرفتم ولی به دلیل مفت بودن ! و هدیه بودن هنوز لذت مطالعه اونها را درک نکردم.


فعلا روی فلسفه اخلاق شهید مطهری و چند کتاب از دوره های MCSE کار میکنم.


----------------------------------------------------

درضمن پدر بزرگ هم هجرت کرد ، براش دعا کنید.

---------------------------------------------------

هروقت این روزها بیکار شدید به برکت صلوات بر محمد و خاندان مطهرش بعد از دعا برای فرج ، برای تمامی مسلمین و مومنین عافیت و برای مردم جهان توان زانو زدن در برابر عدالت را طلب کنید. اگر خواستید برای ما هم دعا کنید.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 20:31  توسط احمد نيرومند  | 





الناشر: معهد ايران لغات

لجنة الإعداد و التنظيم
سيد عدنان اشكوري
محمد جواد صادقي مجد
مسعود فكري
سهيلا محسني نجاد

جای شما خالی زبان بسیار شیرین و عبادی هست.
قبول شدیم رفت . 84%
توضیح خواستی نداره ، انشاالله اگر پیشرفت کنم برای سطح های بعدی پست ها را به زبان عربی می نویسم.
استاد بسیار عالی ، شیعه ، متولد عراق و کارمند سفارت عراق داشتم که بسیار از نظر فکری به من نزدیک بود (بسیار) کلی مطلب یاد گرفتم . جا داشت که از شیخ نورالواعزین تشکر کنم.

4 آخوند ، یک مداح و یک سوپر بساز بفروش (شرح : ماشین mercedes c 500!)  هم با ما هم کلاس بودند که ما را اغفال کردند ! (وینک)
+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 9:2  توسط احمد نيرومند  | 



بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش زیک گوهرند

.......... ..........

.......... ..........

.......... ..........

تو که از محنت ديگران بي غمي/ نشايد که نامت نهند آدمي


می خوای برات برم روی منبر و هزار یک ساعت حرف بزنم که شاید کمی ته قلبت تکان بخوره و شاید با گرفتن انرژی یا استفاده از هوش هیجانیت کمی تا قسمتی تحت تاثیر قرار بگیری ؟

ولی خوب بهتر اینه که یک بار دیگه متن را بخوانی و با خودت فکر کنی.

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 18:0  توسط احمد نيرومند  |