تبليغاتX
بی کرانه

بی کرانه

خلاصه كتابهايي كه من خواندم !


خدایا حوصله زندگی را ندارم .
دیگر حوصله زندگی کردن با این آدمهای پست را ندارم .
خدایا ، کاش زندگی انتخابی بود .
وقتی همه به دنبال نام هستند ، کسی وُجدان ندارد ، و شیطان آنقدر نزدیک است که گاهی از زیر پوستشان دیده میشود . چه امتحان سختی .
وقتی برای بازسازی باید با او حرف بزنم در حالی که حس نفرت دارم آب میشوم . وقتی باید او را با تلنگری رام کنم اب میشوم و قتی کسی نیست از حق دفاع کند آب میشوم ولی خوب تو خواسته ای و حرفی نیست.

خدایا حوصله زندگی را ندارم . یا صبر ده و یا مرگ از نوعی که خودت و من دوست داریم .
و ای خدا ، بده که دیگر ناتوان شده ام ، کمرم شکسته است و زانوان تاب طی مسیر ندارد . از تو کمک خواسته ام ای نزدیک ترین نمیشنوی ؟
 اگر نمی شنوی هم خواست تواست پس حرفی نیست.
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 20:59  توسط احمد نيرومند  | 

وقتی در اوج شلوغی در کشاکش برنامه ها ، وقتی سریع حرکت میکنی . ناگهان دوستی قدیمی که در کنار تو است می گوید ایست .
می ایستی برنامه ها را پاره میکنی و آزاد از شلوغی ساعتی در کافه ای راحت مینشینی .
قلبت آرام تر می زند و دوست داری همانجا باشی و دیگر به گذشته برنگردی .
وقتی احساس خوب آرام شدن را حس میکنی .
برای زندکی کردن هم برنامه لازم است.
هفته پیش بود با امیر احمد از دوستان دوره دبیرستان که در دانشگاه شناختمش به طرف خانه میرفتیم . ناگهان بی هیچ برنامه ای 1 ساعت استراحت کردیم . برای من در اوج شلوغی رنگها شاد تر به نظر میرسید.
تنها پیامکی به خانه زدم که دیر تر می آیم و راحت نشستم .
بعد از مدت زمانی طولانی آنقدر خوردم که سیر شدم و بعد تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود " چند وقت بود مثل حیوانات نخورده بودم !!"
راستی پیتزایش حرف نداشت . البته من با دسرش سیر شدم !







راستی عکسمان را به سیوانید اگر مردیم زیرش بنویسید جوان هرچی خدا بخواهد ، بعد در وبلاگتان بگذارید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 18:50  توسط احمد نيرومند  | 

حضرت امام صادق (علیه السّلام) : " افراد را بر اساس مقدار آشنایی آنها با روایات و معارف ما ارزش گذاری کنید "

.
امام عزیز مگر مقیاس انسانها اعمال آنها نیست ! با ارزشترین ها در عمل با بی ارزشها یکسان هستند ؟
تفصیرش را نمیدانم ولی باور دارم عمل کردن شرط است ، حال اگر تلاش برای عمل هم باشد کافی است و اما آشنایی.
افراد آشنای بی عمل همچون عالمان بی عمل ، سخنرانان واعظ ، مدعیان دروغ گو و دیگرانی که میدانید تنها از دین قوانین را دارند مانند پسر بچه ای که کتاب حقوق مدنی را با کامیونش جابه جا میکند .

او از قانون چه میداند ؟ از روابط چه میداند ؟

کسی که قوانین را میداند ، آنها را درس میدهد ، مدینه فاضله ها را میشناسد . اگر در عمل ناتوان است پس معارف سیخی چند ؟
سیخی فروختن ، متری حرف زدن ، کیلویی فکر کردن ، به جامعه چه میرساند ؟ فرهنگ کدام امام را تابلوی عمل جامعه میکند ؟ هدف کدام پیامبر را هدف پیروانش میکند ؟ فرزند کدام بنده را سربازان امام عصر می کند ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 14:53  توسط احمد نيرومند  | 

دوبار در زندگی احساس کردم پیرتر شدم و مروارید زمانم بیهوده به ته اقیانوس رفته است.
  • اول بار وقتی چند سالی پیش نتایج کنکور آمد .( البته انچه میخواستم شد و لی حس کار بیهوده انجام دادن و عدم اعتقاد به این شیوه رتبه بندی و شرکت در آن پیرم کرد ، شاید 2سالی پیر تر شدم)
  • دوم همین حالا ( احساس میکنم این بار 3 سال پیر تر شدم ولی احساس میکنم بر خلاف دفعه پیش این پیری تجربه هایی گرانبها به من هدیه کرده است. )
دوستان خوبی پیدا کرده ام اکثر آنها از من از نظر سنی بزرگتر هستند ، این بزرگی فکر در کنار بزرگی سن دائم من را آموزش می دهم و من را برای بیشتر شدن سنم در آینده آماده میکند .
خدا را هم شاکرم .
اما احساس ، احساس بدی است .

در 6 ما گذشته وقت و انرژییم به باد رفت وتجربه بدست آمده تجربه ای بود که بافکر بدست می آمد نیازی به هزینه کردن زمان نبود .
اما برنامه ریخته ام تا در 2 سال آینده جبرانش کنم ، و ابتدا یک هفته عملیش کردم و بعد اینجا نوشتم تا برای همیشه در خاطرم باشد.


باید عاقل باشی تا بتوانی برنامه هایت را عملی کنی وکمی سخت گیری نیاز نظم است.
اگر همیشه برای کارهایت استثناء داری بدان ضرر می کنی.
اگر همیشه اهداف خیالی داری ضرر می کنی.
اگر بیش از حد اعتماد میکنی ( وقتی میگویم اعتماد به معنی واقعی اعتماد اشاره میکنم ) ضرر میکنی . همیشه به این فکر کن اگر من از همه چیز بگذرم و اعتماد کنم ، باید آنچیز یا قابل اعتماد ترین باشد یا آن شخص نیز اعتمادی اینچنینی داشته باشد ( وقتی میگویم اعتماد به معنی واقعی اعتماد اشاره دارم ).
اگر می خواهی خرید کنی ، اول فکر کن . به بین آیا خریداری !؟ یا فقط فروشنده فروشنده است .
اگر خواهانی بدان نیاز داری و اگر نیاز داری بدان مجبوری پس زیاد تر و بیشتر دقت کن.
اگر مسئولیت داری ، بدان باید وجود ندارد پس بهترین کار را انجام بده یا اصلا نباش.
اگر قدرت داری بدان شیطان نزدیک است .
اگر اعتبار داری بدان هیچ جیز نداری و اگر هیچ نداری چرا به نداشته هایت اعتماد میکنی.


باید عاقل باشی ، دقیق باشی ، خطر را کمتر کنی و بلیط اعتمادهایت را آسان نفروشی ، بیشتر از همیشه دقت کن.
 بار سوم نشانه ضعف است و مومن ضعیف نیست.



+ نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 16:38  توسط احمد نيرومند  | 



 *  Www.javaditman.blogfa.com *
وبلاگش ، وبلاگشان شد .

برای این دو دعا کنید .




+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 20:41  توسط احمد نيرومند  |