سلام
امروز مطلبم طولانی شده. ممنون از این که منو تحمل می کنید.
یه
بنده خدایی بهم پیغام داده بود ، گفته بود که ، بابا توو دورانی که این
همه آدم خدا رو قبول ندارن ، تو میای از ائمه حرف میزنی؟!! توو دورانی که
حتی اووناییم که خدا رو قبول دارن ، از اوونایی که ندارن پست تر زندگی
میکنن تو از ائمه حرف میزنی؟!! ....خلاصه واسش غیر قابل باور بودو میگفت
کاری که من می کنم غیر منطقیه!. خب اگه یه ذره فکر کنی ، واقعا همینطوره
که اوون میگفت ، خیلی چیزا از یاد رفته و فراموش شده ، اما به نظر شما علت
این فراموشی چیه؟
من در جواب اینو بهش گفتم :
مردم
! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید ، از آن سوو که گام بر می دارند بروید ،
قدم جای قدمشان بگذارید ، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند ،
و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید ، و اگر
قیام کردند قیام کنید ، از آنها پیشی نگیرید ، که گمراه می شوید ، و از
آنان عقب نمانید که نابود می گردید. ( نهج البلاغه ، خطبه 97)
دبستان
که می رفتیم ، توو کتاب دینیمون یه درس بود که ماجرای غدیر خم رو تعریف می
کرد. اینکه پیامبر حضرت علی رو ولی و سرپرست مسلمین بعد از خودش اعلام کرد
، ولی ازحادثه ی غدیر خم به جز این مطلب میشه چیزه دیگه ای رو هم فهمید که
شاید زیاد بهش توجه نشده باشه در حالی که اهمیت عقلانی زیادی داره...
در
روز غدیر یه سری از افراد جلو حرکت می کردند و یه سری هم عقب مونده بودند.
پیامبر دستور داد تا همه ی اونایی که جلو می رفتند برگردند ، و همه اونایی
که عقب مونده بودند خودشونو برسونن. هممون این داستانو میدونیم ولی این
موضوع رو گفتم تا بگم ، باید با علی باشی ، نه جلو تر از اون ، و نه عقب
تر. غدیر خم مثال خیلی خوبیه برای اینکه حواسمون باشه از علی جلو نزنیم !
. بعضیا انقدر غرق در مادیات و دنیا شدن که چیزی به اسم دین یادشون نمیاد
، بعضیا هم انقدر مقدسات رو گنده میکنن که اصلا گمشون میکنن ، یه حدیثی
خوندم که فکر کنم از حضرت فاطمه بود ، محتواش این بود که " کسانی سعادتمند
میشن ، که علی رو بشناسن ، نه کسانی که علی رو از جای خودش بالاتر ببرند "
. از خطبه ی 97 و 127 نهج البلاغه هم میشه این نکته رو به راحتی فهمید.
ولی چه کنیم که خیلیا متوجه نمیشن معنای پیشی گرفتن و زیاده روی کردن چیه
!...
خطبه
ی 127 : به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند : دوستی که افراط کند و
به غیر حق کشانده شود ( مانند سبائیه که امیر المومنین را خدا پنداشت ، و
آن حضرت آنها را مجازات کرد) ، و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی
کرده به راه باطل در آید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از
آنها جدا نشوید ، همواره با بزرگ ترین جمعیت ها باشید که دست خدا با جماعت
است. از پراکندگی بپرهیزید ، که انسان تنها بهره ی شیطان است ، آنگونه که
گوسفند تنها طعمه ی گرگ خواهد بود ، آگاه باشید هرکس که مردم را به این
شعار (( تفرقه و جدایی )) دعوت کند او را بکشید هر چند که زیر عمامه ی من
باشد.
خیلیا
فکر میکنن اگه توو مسائل دینی زیاده روی کنن ثواب بیشتری میبرن ، ولی
متاسفانه این طور نیست. مثلا در عزاداری هایی که میکنیم ، به طور مثال
مداحانی که من شرمم میاد بگم چه اراجیفی رو میخونن و کسانی هم که
کورکورانه به سمتشون جذب میشن ، یا کسانی که از علت کشته شدن حضرت فاطمه
چیزی نمیگن و فقط جنبه های بی ارزش و چگونه کشته شدن حضرت فاطمه رو بیان
میکنن و به تصویر میکشن ، نه تنها ثواب نمیکنن ، بلکه وجهه ی ائمه و اسلام
رو هم برای کسی که چیزی از اسلام نمیدونه زیر سوال میبرن. کسانی که ادعای
دین داری میکنن ، در حالی که هیچ اعتقادی به دین ندارند ، خیلی بیشتر از
کسانی که نسبت به اسلام بیخیال هستند آثار تخریبی به جا میزارند... واین
فقط یه نمونه از زیاده روی در مسائل دینیه، حالا زیاده روی در مسائل مادی
و غیره بماند!
موضوع
اعتدال و میانه روی خیلی گسترده تر از این حرفاست ، برای اینکه این مطلب
زیاد طولانی نشه و حوصله ی شما هم سر نره ، در آینده باز هم در مورد این
مبحث مطلب و حدیث از ائمه می زارم تا پیرامون این موضوع بیشتر حرف
بزنیم... سخنان امام علی (ع) از نهج البلاغه :
حکمت 347 : ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی ، و کمتر از آن ، درماندگی یا حسادت است.
حکمت 83 : به
شخصی که در ستایش امام افراط کرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ، فرمود : من
کمتر از آنم که بر زبان آوردی ، و بر تر از آنم که در دل داری.
حکمت 462 : چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خورند.
حکمت 140 : آنکه میانه روی کند تهیدست نخواهد شد.
حکمت 109 : ما تکیه گاه میانه ایم ، عقب ماندگان به ما می رسند ، و پیش تاختگان به ما باز می گردند.
حکمت
98 : چون روایتی را شنیدید ، آن را بفهمید عمل کنید ، نه بشنوید و نقل
کنید ، زیرا راویان علم فراوان ، و عمل کنندگان آن اندک اند.
یا حق...