تبليغاتX
بی کرانه

بی کرانه

خلاصه كتابهايي كه من خواندم !

هیچ چیزی بیشتر از این خوشحالم نمیکنه وقتی متوجه میشم یه نفر از این پیامها استفاده کرده ، ولی متاسفانه با خودم یه خورده مشکل پیدا کردم ، احساس میکنم انقدر بنده ی حقیری هستم که هنوز به این حد نرسیدم تا در مورد مطالب مقدس چیزی بنویسم ، نمیدونم چه جوری بگم ، شاید علتش این باشه که اتفاقات اخیر بهم یه شک وارد کرده. آدمی که هر لحظه ممکنه بمیره نباید دقایق زندگیشو از دست بده ، نمیخوام شعار بدم ، ولی میخوام تا فرصتم تموم نشده خودسازی کنم ،  اصلا دوست ندارم اون دنیا وقتی ازم میپرسن در دوران جوانی چه کارایی کردی حرفی واسه گفتن نداشته باشم. توو این چند روزه همش فکر میکنم رفتنیم ، نمیدونم چرا...  انقدر سخت نگیرید ، به خدا قسم فاصله ی ما تا مرگ از تار مو هم کم تره ، اونایی که مردن از ما دورن ولی ما خیلی بهشون نزدیکیم ، تو واسه مرده ها چه پیغامی میتونی داشته باشی؟ جز اینکه اموالتون ، به وارث رسید ، خونه هاتون به دست بقیه افتاد و ویرانه شد ، زناتون با بقیه ازدواج کردن ، ولی میدونی اگه اونا میتونستن حرف بزنن چه پیغامی میدادن به ما؟ میگفتن به خدا قسم تنها چیزی که برامون موند تقواست... خیلی وحشتناکه تجسم اون دنیا ، امام سجاد گریه می کرد از اینکه اگه قیامت عریان محشور بشه چی کار باید بکنه؟ مخم سووت میکشه ! وقتی امام اینجوری میگه و دعا میکنه دیگه حساب من و تو چیه؟ میگن قیامت وقتی از ما میپرسن چقدر توو دنیا توقف کرده بودین ما میگیم ساعتی بیشتر توو دنیا نبودیم ! نمیشه ، به خدا نمیشه درک کرد عظمت و بزرگیه قیامت رو ، چه جوری میتونیم ساعتی رو فدای ابدیت کنیم؟ میدونی از چی می ترسم؟ از خوندن این آیه وحشت میکنم : آل عمران ، آیه ی 178 : " و کافران هرگز مپندارند این مهلتی که به ایشان میدهیم به نفع آنهاست ، فقط مهلتشان میدهیم تا بار گناه خود را افزون کنند و برای ایشان عذابی خفت بار است." معارج آیه ی 40 تا 42 : " پس به پروردگار مشرق ها و مغرب ها سوگند که قطعا ما تواناییم ، بر اینکه به جای آنها بهتر از ایشان را بیاوریم و ما عقب نمی افتیم ، پس بگذارشان در باطل فرو روند و بازی کنند تا آن روزشان را که وعده داده می شوند دیدار کنند. " یعنی اگه من و تو جزء این افراد باشیم؟... میگه هیچکس از اضطراب و وحشت قیامت در امان نیست مگر کسانی که به اذن خدا دل هاشون آروم گرفته. انقدر دلای ما سخت شده که وقتی این حرقا رو از کسی میشنویم زیر لب بهش میخندیم ، میگیم طرف قاطی داره ، این حرفا چیه؟ اینا حرفای آخونداس ! ، یا خونه آخرش اینه که یه سر تکون بدیم و بگیم ای روزگار ! ، ولی هیچ کدوممون به خودمون نمیایم ، افسوووس. کهف ، آیه ی 57 : " و کیست ظالم تر از کسی که آیات پروردگارش به وی تذکر داده شود و او اعراض کند و آنچه را پیش فرستاده از یاد ببرد؟ ما بر دل های آنان پوشش هایی از قساوت قرار دادیم که آن قرآن را نفهمند و در گوش هایشان سنگینی نهادیم ، و اگر به سوی هدایت دعوتشان کنی در آن صورت نیز هرگز به راه نخواهند آمد. " میدونم که این حرفا هیچ تاثیری نداره ! فقط مینویسم به امید این که حتی یه نفر با خوندنشون اشک از چشماش جاری شه...

 

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

لِیَتَزَوَّدِ الْعَبْدُ مِنْ دُنْیاهُ لآِخِرَتِهِ ، وَ مِنْ حَیاتِهِ لِمَوْتِهِ وَ مِنْ شَبابِهِ لِهَرَمِهِ ، فَاِنَّ الدُّنْیا خُلِقَتْ لَكُمْ وَ اَ نْتُمْ خُلِقْتُمْ لِلآْخِرَةِ ؛(1)

انسان باید براى آخرتش از دنیا ، براى مرگش از زندگى و براى پیرى‏اش از جوانى ، توشه برگیرد ، چرا كه دنیا براى شما آفریده شده و شما براى آخرت آفریده شده‏اید .

 (تنبیه الخواطر ، ج 1، ص 131)

 

ای خدا خودت دستمو بگیر...

یا حق

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 2:25  توسط احمد نيرومند  | 

 سلام

امروز مطلبم  طولانی شده. ممنون از این که منو تحمل می کنید.

یه بنده خدایی بهم پیغام داده بود ، گفته بود که ، بابا توو دورانی که این همه آدم خدا رو قبول ندارن ، تو میای از ائمه حرف میزنی؟!! توو دورانی که حتی اووناییم که خدا رو قبول دارن ، از اوونایی که ندارن پست تر زندگی میکنن تو از ائمه حرف میزنی؟!! ....خلاصه واسش غیر قابل باور بودو میگفت کاری که من می کنم غیر منطقیه!. خب اگه یه ذره فکر کنی ، واقعا همینطوره که اوون میگفت ، خیلی چیزا از یاد رفته و فراموش شده ، اما به نظر شما علت این فراموشی چیه؟

من در جواب اینو بهش گفتم :

مردم ! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید ، از آن سوو که گام بر می دارند بروید ، قدم جای قدمشان بگذارید ، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند ، و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید ، و اگر قیام کردند قیام کنید ، از آنها پیشی نگیرید ، که گمراه می شوید ، و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید. ( نهج البلاغه ، خطبه 97)

 

دبستان که می رفتیم ، توو کتاب دینیمون یه درس بود که ماجرای غدیر خم رو تعریف می کرد. اینکه پیامبر حضرت علی رو ولی و سرپرست مسلمین بعد از خودش اعلام کرد ، ولی ازحادثه ی غدیر خم به جز این مطلب میشه چیزه دیگه ای رو هم فهمید که شاید زیاد بهش توجه نشده باشه در حالی که اهمیت عقلانی زیادی داره...

در روز غدیر یه سری از افراد جلو حرکت می کردند و یه سری هم عقب مونده بودند. پیامبر دستور داد تا همه ی اونایی که جلو می رفتند برگردند ، و همه اونایی که عقب مونده بودند خودشونو برسونن. هممون این داستانو میدونیم ولی این موضوع رو گفتم تا بگم ، باید با علی باشی ، نه جلو تر از اون ، و نه عقب تر. غدیر خم مثال خیلی خوبیه برای اینکه حواسمون باشه از علی جلو نزنیم ! . بعضیا انقدر غرق در مادیات و دنیا شدن که چیزی به اسم دین یادشون نمیاد ، بعضیا هم انقدر مقدسات رو گنده میکنن که اصلا گمشون میکنن ، یه حدیثی خوندم که فکر کنم از حضرت فاطمه بود ، محتواش این بود که " کسانی سعادتمند میشن ، که علی رو بشناسن ، نه کسانی که علی رو از جای خودش بالاتر ببرند " . از خطبه ی 97 و 127 نهج البلاغه هم میشه این نکته رو به راحتی فهمید. ولی چه کنیم که خیلیا متوجه نمیشن معنای پیشی گرفتن و زیاده روی کردن چیه !...

 

 

خطبه ی 127 : به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند : دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود ( مانند سبائیه که امیر المومنین را خدا پنداشت ، و آن حضرت آنها را مجازات کرد) ، و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی کرده به راه باطل در آید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید ، همواره با بزرگ ترین جمعیت ها باشید که دست خدا با جماعت است. از پراکندگی بپرهیزید ، که انسان تنها بهره ی شیطان است ، آنگونه که گوسفند تنها طعمه ی گرگ خواهد بود ، آگاه باشید هرکس که مردم را به این شعار (( تفرقه و جدایی )) دعوت کند او را بکشید هر چند که زیر عمامه ی من باشد.

 

خیلیا فکر میکنن اگه توو مسائل دینی زیاده روی کنن ثواب بیشتری میبرن ، ولی متاسفانه این طور نیست. مثلا در عزاداری هایی که میکنیم ، به طور مثال مداحانی که من شرمم میاد بگم چه اراجیفی رو میخونن و کسانی هم که کورکورانه به سمتشون جذب میشن ، یا کسانی که از علت کشته شدن حضرت فاطمه چیزی نمیگن و فقط جنبه های بی ارزش و چگونه کشته شدن حضرت فاطمه رو بیان میکنن و به تصویر میکشن ، نه تنها ثواب نمیکنن ، بلکه وجهه ی ائمه و اسلام رو هم برای کسی که چیزی از اسلام نمیدونه زیر سوال میبرن. کسانی که ادعای دین داری میکنن ، در حالی که هیچ اعتقادی به دین ندارند ، خیلی بیشتر از کسانی که نسبت به اسلام بیخیال هستند آثار تخریبی به جا میزارند... واین فقط یه نمونه از زیاده روی در مسائل دینیه، حالا زیاده روی در مسائل مادی و غیره بماند!

 

موضوع اعتدال و میانه روی خیلی گسترده تر از این حرفاست ، برای اینکه این مطلب زیاد طولانی نشه و حوصله ی شما هم سر نره ، در آینده باز هم در مورد این مبحث مطلب و حدیث از ائمه می زارم تا پیرامون این موضوع بیشتر حرف بزنیم... سخنان امام علی (ع) از نهج البلاغه :

 

حکمت 347 : ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی ، و کمتر از آن ، درماندگی یا حسادت است.

 

حکمت 83 :  به شخصی که در ستایش امام افراط کرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ، فرمود : من کمتر از آنم که بر زبان آوردی ، و بر تر از آنم که در دل داری.

 

 

حکمت 462 : چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خورند.

 

 

حکمت 140 : آنکه میانه روی کند تهیدست نخواهد شد.

 

 

حکمت 109 : ما تکیه گاه میانه ایم ، عقب ماندگان به ما می رسند ، و پیش تاختگان به ما باز می گردند.

 

 

حکمت 98 : چون روایتی را شنیدید ، آن را بفهمید عمل کنید ، نه بشنوید و نقل کنید ، زیرا راویان علم فراوان ، و عمل کنندگان آن اندک اند.

یا حق...

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 18:49  توسط احمد نيرومند  | 

شهید دکتر چمران :
" «در پهنه زمان و مکان اگر بخواهم بگردم کسی را بیابم که رابطه من و او عشق باشد نه فقط در یک نقطه در همه جا و همه وقت .. فقط علی را میابم که این چنین به او عشق بورزم و رابطه من و او بر پایه عشق پاک باشد .
...
هنگام تنهایی درد غم و شکست و مظلومیت به علی نزدیک میشوم . انیس شبهای تار من هنگام مناجات همراه من در کوچه های پر پیچ و خم تاریخ مددکار من در نبرد مرگ و حیات آرزوگاه عالی ترین تجلیات روح من برای خلیفه الله الارض شدن .

گاه گاهی که در محک تجربه قرار میگیرم در آتش درد میسوزم خود خواهی و مصلحت طلبی هایم ذوب میشود و فرو میریزد در سخت ترین تجربه ها قرار میگیرم و به کمک خدا پیروز میشوم و جهشی به جلو برمیدارم آنگاه میخواهم علی خود را ببینم یکباره میبینم در این راه آنقدر جلوست آن بینهایت که از خود و از پیروزی خود شرمنده میشوم . در حالتی که زانوهایم را در آغوش میکشم و سرم را بر سینه خم میکنم و سیلاب اشک از چشمانم سرازیر میشود با شدید ترین تواضع احساس شرم و خجلت میکنم و از برخورد با علی میگریزم .


من در گذشته به قلب خود مغرور بودم بزرگترین پناهگاه خود را در عالم قلبم میدانستم و فکر میکردم که اگر در مقابل خدا در صحرای محشر مورد عتاب قرار بگیرم فقط قلب خود را عرضه میکنم و زمین و آسمان و فرشتگان مرا سجده میکنند اما وای بر من چه ور شکسته ام چه ناچیز و ناتوانم پر کاهی در عالم وجود که به قلب خود اینقدر بنازد ؟ هیهات ... هیهات ... ای علی به تو پناه میآورم قلب خود را به تو هدیه میدهم تو مرا در مقابل خدای بزرگ شفاعت کن.

خدایا در دنیای انسانها آدمی بزگتر و کامل تر و بهتر از علی نمیشناسم ولی تو او را در مبارزات حیات پیروزی نبخشیدی و حکومت عدل و داداش را زیر تازیانه های ظلم و ستم و فساد معاویه خرد کردی و اجازه ندادی که نهال عدل و آزادی و انسانیت بشکفد و حکومت حق لااقل به دست علی بر ظلمت کفر و جهل پیروز گردد هیهات من چه میگویم ؟ چه انتظاری بیجایی دارم ؟ چه آرزوهای شگفت چه ادعاهای عجیب .» "

غدیر خم وعده گاهیست که خداوند به رسول خدا میفرماید اگر آنرا به جا نیاوری رسالت خود را به پایان نبردی یعنی بیست و سه سال رنج و آزار از خاکستر بر سر مبارکش ریختن از سنگ به سر و صورتش زدن از شکنبه گوسفند بر شانه هایش ریختن عزیزترین دوستان و یاران و اقوام و همسر از دست دادن و ... اگر ولایت علی را اعلام نکنی همه 23 سال رنج تو بی ارزش و بر باد است .

« عید سعید غدیر خم بر همه مبارک .»
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 دی1386ساعت 9:8  توسط احمد نيرومند  |