تبليغاتX
بی کرانه

بی کرانه

خلاصه كتابهايي كه من خواندم !

به نام خدا

با عرض سلام

علی بن الحسین(علیه السلام ) را در احرام دیدند ، صورتش  زرد  شده و مضطرب  است  و هیچ سخنی به زبان نمی آورد .پرسیدند : چرا بزرگ دین به وقت احرام لبیك نمی گوید؟ ! حضرت (علیه السلام )گفت : می ترسم اگر لبیك بگویم جواب دهند : لالبیك و لا سعدیك و سپس فرمود : هر كه با مال شبهه ناك حج كند، به او می گویند : لا لبیك و لا سعدیك تا حق الناس را بپردازد .

یا حق.

با تشكر از دوست خوبم سخن آشنا.
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 22:59  توسط احمد نيرومند  | 

اختلاس

... و اختلاس بر وزن اسكناس اندر لغت سرقت را گويند و اخصّ آن سرقت ديوانيان است از خزانه . در تسميه ي  اين كلمه عقايد متفاوت است ; زمزمه ي كتابت آن با صاد كرده و ريشه ي آن را خلوص دانسته اند و حجّت ايشان اين كه مامور مختلس را ارادت و اخلاص چنان است كه كيسه ي خويش را از خزانه ي ديوان فرق ننهد و جدايي در ميانه نبيند . چنان كه شاعر فرمايد :


خلوص نيّيت و اخلاص چون به پيش آيد      ز جيب خويش منه ، فرق جيب دولت را

ببر ز كيسه ديوان  و قصر كاخ بساز      به خويش راه مده خاري و مذلّت را


گروهي ديگر اختلاس را از « اختلال حواس » گرفته و به همين علّت مختلسين را از سياست و مجازات معاف دانسته اند.


زاختلال حواس است اختلاس ، اي دوست      كه هوشيار به اين كار تن نخواهد داد

جنون محض بود و رنه مرد روشن راي      تن از براي يكي پيرهن نخواهد داد !


خواجه علي طفيلي در رساله ي مصباح المختلسين ، اختلاس اندك را تحريم فرموده و حجّتي كه آورده اين است چنين مختلسي را ياراي ارضاي فراتران خود نيست و گاه باشد كه مغرضين بر وي حسد برند و به زندانش اندازند .

در پي دانه مرو هم چو كبوتر كه تورا      عاقبت بهر يكي دانه به دام اندازند

صيد كن شير صفت ، نيم بخور ، نيم ببخش        تا به هر جا كه روي بر تو سلام اندازند !


و بر مختلس است كه در امر اختلاس همت بلند دارد و از مسروقات خويش بخشي گران نثار فراتران كند و بقيّت آن به نام خويش و پيوند ، به كار ابتياع ضياع زند و عمر در شادكامي به سر برد كه گفته اند :


تو دزدي مي كن و در كيسه انداز     كه دزدان راست در اين ره سرودي

اگر دزدي نباشد در ادارات      در استخدام دولت ، نيست سودي  Razz

فريدون تولّلي ( التفاصيل 1324 )


+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 22:56  توسط احمد نيرومند  | 

سلام

کودکی گریان و سر افکنده به خانه آمد، مادرش از او پرسید : چه اتفاقی افتاده ؟
کودک نیز گفت: معلم، مرا در مدرسه کتک مفصلی زده است. مادرش پرسید چرا ؟
جواب داد چون می خواست که من بگویم (الف) و من هم زیر بار نمی رفتم. مادرش
گفت آخر چرا نگفتی؟ کودک نیز سینه سپر کرد و گفت: اگر می گفتم (الف)مرا مجبور می کرد که بقیه حرف را تا (ی) بگویم . لذا اول نمی گویم تا مجبور نشوم تا
آخر ادامه دهم.
نفس آدمی نیز اینچنین حکایتی دارد. ابتدا هر چه گفت ، عمل کرده ایم و به او بله
قربان گفتیم. پس مجبورمان می کند که تا ابد مطیع و فرمانبردارش شویم.
رفقا تزکیه نفس خیلی هم سخت نیست. ولی چون ما با دستان خودمان نفس را بزرگ کرده ایم ، به نظرمان سخت می آید. به مولی امیرالمومنین (ع) عرض کردند: یا علی
از کجا به این مقام رسیده اید ؟ حضرت نیز فرمودند: سر دروازه دلم نشستم و غیر خدا را راه ندادم.
نفسی که قوی شده، مانند گوشت بره پیر است . زیر هاون نرم نمی شود .باید حالا حالاها زربه بخورد تا کوبیده شود.اما نفسی که از ابتدا او را مهار کردیم، خیلی
زود و سریع آرام و نرم می شود.
( التماس دعا)
 
+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 23:13  توسط احمد نيرومند  |